|
سلام به همه این نی نی ملائک خداوند و همچنین مامان و باباهای عزیز
خصوصا" عرض ارادت دارم خدمت تمام خواهران عزیزی که با پست هاي خودشان با ما همدردی کردند..
باور بفرمایید دوستان هر چقدر از عمق فاجعه ای که خواست خدا بود به خیر بگذره توصیف کنم بیان اون لحظاتی که بر ما گذشت به هیچ عنوان با اين قلم قابل نوشتن و وصف نیست ... بگذریم و باز هم از همه دوستان عزیزم سپاسگزارم و از خداوند متعال خواهان حفاظت از همه ملائک نازشون رو دارم...
و اما داستان جدید هم چند تا داریم که خدا رو شکر این بار خوشایند بود و لذتبخش...
۱- اولین و مهمترین اتفاق اینکه دیشب با دیدن صحنه ای در آشپزخونه انقدر شگفت زده و خوشحال شدم که خودم هم بعد از آن كمي تا قسمتي علامت تعجب شدم... میدونید چرا ؟ آخه اتفاق خيلي مهم و شاخصی نیفتاده بود البته از منظری به غیر از دیدگاه پدر و مادر... یك اتفاق ساده ولی تازه ... اتفاقی که برايم تکامل بیشتر فرزند دلبندم رو تداعی کرد ... موضوع از اين قرار بود:
با شنیدن صدای شیر آب تصور بنده بر اين اصل قرار گرفت که طبق معمول خانم همسر بعد از صرف شام مشغول شست و شوی ظروف بوده و امیرعلی در کف آشپزخانه مشغول كلنجار رفتن با ماشین لباسشویی و یا فر گاز تشريف دارند !!! ولی ناگهان صدای یاس گل توجه م رو به سمت آشپزخانه جلب کرد.." امیرعلی بذار کارم رو بکنم "!! و امیرعلی که گویا او هم از دیدن صحنه" ظرف شستن یاس گل " مثل من بسيار متعجب و ذوق زده شده بود از خواهرش آویزان گرديده و راجع به اين بازی جدید با زبان خود در حال طرح سئوالات متعدد و توضيحات مرتبط بود... بله دوستان به همین ساده گی !! ... یاس گل خانم پیشبند بسته و تند تند مشغول شستن ظروف بودند و بنده با دیدن این صحنه انقدر ذوق کرده و قربون صدقه ش رفتم که نگو و نپرس... متعاقبا" مامانی هم که پس از اخذ دوش آب خنك با دیدن ظرفهای شسته و مرتب شده خیلی خوشحال شده بودند با اينجانب به این اتفاق نظر رسیدند که در صورت تداوم اين نوع فعاليت ، باب جدید تکامل زندگی یاس گل از امشب مفتوح گرديده است...
۲- این عصرها پارک محل ما جولانگاه امیرعلی خان شده و اینجانب نیز به یاد روزهای جوانی میبایست با آمادگی و انعطاف بدنی مناسب و حرکات چابکانه و ماهرانه مانع از صدمات احتمالی ناشی از بازی امیرعلی خان در پارک شوم ... بسیار کار سختی است.. نمیدونم تا به حال انجام داده اید یا خیر .... کارهایی از قبیل: - حرکات مارپیچ در زیر سقف های کوتاه اسباب بازی ها برای همراهی با کودک .... - پیمودن محیط زمین بازی به مدت حداقل ۶۰ دقیقه در حمایت و مراقبت از کودک در برخورد با افراد و اجسام و وسایل بازی از جمله تاب و الا کلنگ و اسب و الاغ و سایر حیوانات اهلی و وحشی و البته گاها" تخیلی مانند اژدها..( البته از نوع اسباب بازی )
۳- مقرر گردید امیرعلی خان از چند هفته دیگه با شروع کار مجدد مامان که تا ماه آینده با بازگشت مجدد به محل کارشان پس از حدود یکسال و نیم رقم خواهد خورد رسما" فعالیتش رو در مهد کودک آغاز کند .. برای بررسی اوضاع و شرایط اقلیمی و جوی ،امروز به همراه مامان و یاس گل به همان مهد یاس گل خانم تشریف بردند و با اصرار موفق به جلب رضایت ثبت نام خود گردیدند.. ....منتها .... در همان مدت زمان کوتاه مدیریت و مسئولین محترم مهد انقدر با شیطنت های امیرعلی خان مواجه شدند که فکر کنم بعد از رفتن ایشان یک میزگرد اضطراری مبنی بر راههای ممانعت از ثبت نام امیرعلی خان تشکیل داده و در اين خصوص تصميم گيري نمايند.. توضيح : نتیجه برگزاری این جلسه متعاقبا" به افکار عمومی و خصوصی اعلام خواهد گردید...
با تشكر از شما مخاطبين محترم به استحضار ميرساند اتفاقات جديد در قالب گزارشات بعدي در بخش ديگر خبري به سمع و نظر شما دوستان عزيز خواهد رسيد... با آرزوي شب و روزي خوش شما را به خداوند بزرگ ميسپاريم ... شاد و سربلند باشيد... 
|