|
با سلام خدمت همه دوستان عزیز
گفتم قبل از اینکه سالروز تولدم و عکسهای مربوط به اون برسه یه چند تایی عکس برای ثبت خاطرات بذارم !!!
اول از همه از شاهکار بابایی شروع میکنیم که موقع تمرین تعادل و راه رفتن لب منو به این روز انداخت ....داستان از این قرار بود که من یک کمی سرعت گرفتم و تعادلم به هم خورد و با صورت خوردم کف سالن ..از دست بابایی هم کاری برنیامد و این باعث شد که تا چندین دقیقه یاس گل کلی سر بابایی غر بزنه در عکس آثار ضرب و جرح مشهود است!!!

امیرعلی درحال تمرین با توپ ....لحظاتی قبل از برخورد با زمین!!

این عکس به عکس نارنجی مشهور است ..... دلیل گریه بنده هم این است که متوجه شدم به زودی قراره از در خونه بزنیم بیرون ولی طاقتم تموم شده و حوصله صبر کردن دیگه ندارم واسه همین بدین شکل زیبا اعتراض خود را ابراز مینمایم

یاس گل خانمی در اتاق خودش و جلوی میزتوالت خودش عکسی به یادگار انداخت!!

ای وای امان از دندون درد... ببخشید لثه درد ....آخه دو تا دندون دیگه به دندونام اضافه شد.... سر جمع شد چهار تا دندون

پاشم برم یه ژلی چیزی بهش بزنم

عوض نگاه کردن و عکس گرفتن بیا کمک بابا!!

بفرمایید ماست خواهش میکنم


آهان دزد لباس چرکا معلوم شد .... دستگیرش کنید تا انقدر لباسها رو از ماشین لباسشویی که درش رو هم یاد گرفته چطوری باز کنه منتقل نکنه پشت یخچال فریزر


سیزده بدر



عجب حالی میده باواریا!! 

تموم شد؟ یکی دیگه داااش!!!

عجب حالی داد ...... یکی منو بغل کنه ببره تا ماشین

ای پدر صلواتی!!

خواهر و برادر مهربون 

بابا بزرگی ببین این چیه؟؟!!.... سرکاری بود هیچی نبود

یاس گل - فروردین ماه ۱۳۸۸


یاس گل و مامان

یاس گل و عمه شهرزاد و مامان بزرگی

این هم عکسی که یاسی از هفت سین ساده ما انداخت و بدین ترتیب سال ۸۸ رو با هزار
آرزو و امید شروع کردیم ....... به امید سلامت و موفقیت برای همه

|