|
سلام به همه! امیدوارم تعطیلات به همه خوش گذشته باشه و تازه نفس و شارژ برای سال جدید برنامه ریزی کنید....
انگار همین دیروز بود ....وقتی از تعطیلات عید به مدرسه برمیگشتیم اولین کاری که انجام میشد خوندن انشاء بچه ها با موضوع کلیشه ای "تعطیلات نوروز را چگونه گذرانده اید" بود .... نمیدونم این بساط هنوز ادامه داره یا نه البته فکر کنم تا حدی منسوخ شده باشه چون از یاس گل نوشتن چنین انشاءیی رو این چند سال ندیدم .... چه ذوق و شوقی داشتیم روزهای عید ...چقدر خوش میگذشت .... اصلا" هیچوقت بوی عید که بیشتر بوی میوه های تازه توی ظرف بود رو یادم نمیره ..... بوی اسکناس های نو ... بوی عطر حیاط پدربزرگ و مادربزرگ .... با عمه ها و عموها خونه این یکی بابا بزرگ ...و با خاله و دایی ها خونه اون یکی بابابزرگ دورهم جمع میشدیم .... وای چقدر هوای اون روزها رو دارم ... بابا و مامانم چقدر جوون بودن ....بابابزرگ و مامان بزرگام زنده بودن الان فقط یه بابابزرگم در قید حیاته و چقدر پیر و شکسته شده ..... بگذریم که از هر چیز که بگذریم سخن دوست خوش است .... الان زمونه فرق کرده و یه دلمشغولیهای جدید وارد زندگیامون شده ... ازدواج کردیم و گلهای زندگیمون الان جای خودشون رو برای ثبت خاطرات جدید دارند .... زندگی ادامه داره و باید با گذشت زمان گذاشت و گذشت و به آینده امیدوار بود ....از داشته هامون باید لذت ببریم و دل نگرانی ها و دلخوشی های جدیدمون انگیزه ای برای ادامه زندگی باشه ... خوب یه چند تا عکس خوشگل و موشگل رو که در ایام تعطیلات انداختیم رو اینجا ثبت میکنیم البته باز هم هست اینا دم دست بود توی گوشیم ...انشاءالله سر فرصت عکس های توی دوربینمون و همچنین دوربین های برو بچ فامیل رو گلچین میکنم و میارم ...
عکس شماره یک مربوط به سفر به سرزمین عجایبه عنوان عکس: " امیرعلی عشق فرمون "
عکس شماره دو هم همونجاس و همون ماشین و همون عشق عنوان : "ولیعصر بیا بالا"

عکس شماره ۳ آخرای همون روزه که دیگه امیرعلی حسابی خسته شده ولی دست از سر ماشین
برنداشته .... عنوان : خسته از کار روزانه در حال بازگشت به خانه

عکس شماره ۴ هم آخرین عکس از سفر رویایی اون روز خوبه ... چون اولین بار بود که امیرعلی میرفت
سرزمین عجایب براش خیلی جالب بود البته منهای این یه دونه اسباب بازی عنوان: ترس و اضطراب

عکس شماره پنج و شش یکی از گشت و گذارهای بچه ها به پارک محلمونه ..
عنوان عکس ها: خواهر جان اسکوترت رو بده یه دور بزنیم


عکس شماره هفت مامانی داره امیرعلی رو آماده میکنه که بریم بیرون عنوان: بزن بریم ددر

عکس شماره هشت با عنوان : هفت سین کوچولو طراحی توسط یاس گل

عکس شماره نه تا چهارده با عنوان: عشقولانه های یاس گل و امیرعلی + بابایی






عکس شماره ۱۵ امیرعلی و رادین (پسر دختر عمه م ) با عنوان :ماشین سواری دو نفره

عکس شماره۱۶ امیرعلی خیلی به توپ علاقه داره راستی هنوز به توپ میگه گود گودی
عنوان عکس :کی میشه با بابایی برم فوتبال؟!

عکس شماره ۱۷ - بعضی اوقات وقتی یاس گل داره عروسک بازی میکنه برای اینکه امیرعلی خان به اسباب بازی های خانم موقع بازی آسیبی نرسونه در اتاقش رو از پشت قفل میکنه و امیرعلی میمونه و حوضش ... عنوان: التماس از پشت در برای ورود

عکس شماره ۱۸ - در این دید و بازدیدهای عید امیرعلی خوش سلیقه هر چی دختر خوشگل فامیل بود رو دنبال میکرد و تا یه بوسه عمیق ازشون نمیگرفت دست بردار نبود ...اینجا هم با رضایت کامل باران مشغول بوسیدن این خانم خوشگل شده .... نکته: بی جهت به ما تهمت میزدن میگفتن به باباش رفته ..ههههههههههههههه
عنوان عکس : ۱۸+

تا دیدار بعد همه رو به خدا میسپاریم!!
سال ۸۹ سال خوب و پربرکتی برای همه باشه .... انشاءالله
|