تبليغاتX
ياس گل و اميرعلي
ياس گل و اميرعلي

 
درباره وبلاگ

 

آخرين نوشته ها

 

نويسندگان

 

پيوند ها

 

آرشيو مطالب

 

پيوندهاي روزانه

 



 

 

 

 

 

 

سلام امیرعلی خان گل !! بقول آوین کوچولو " چطوری علی علی؟؟ "

( امیرعلی نمیتونه بگه میگه علی علی....)

بذار امروز برات دو تا خاطره ثبت كنم.....

1- پريشب دوشنبه 4 شهريور 87 بالاخره موفق شدي با دستاي كوچولوت يه جسم رو از بابات بگيري ولي زياد تعادل نداشتي و كوبونديش به كله ت ... بعدش هم بروبر منو نگاه كردي و چون ديدي دارم ميخندم بيخيال گريه شدي و با بابا شروع كردي به خنديدن.

2- عجب قلقلكي شدي بابا ..... ديشب (سه شنبه 5 شهريور ) تا با لب و دهنم ميرفتم سراغ زير بغل و زير گلوت و شكمت هم ميخنديدي كلي هم ميخواستي مثلا بابا رو گاز بگيري!!! .... مامانت ميگه نكن اينجوري گوشت تنش آب ميشه بچه م .....

بابايي !! آباجي گله ( ياس گل ) دو شبه كه خونه خاله و مامان بزرگشه دلمون خيلي تنگ شده واسش ...خيلي جاش خاليه .... ميدونم كه شما بيشتر از همه اين جا خالي رو احساس ميكني.... چون كمتر مياد سراغت و اشكت رو در مياره.....شوخی کردم پر رو نشو !! خیلی هم دلت بخواد که دخترم تحویلت میگیره و کلی باهات سر و  کله میزنه

واقعا جاش خاليه دخترم!!! مامانتون كه ديشب خيلي غصه ش گرفته بود ...ساعت 11 شب بهم گفت برو دنبالش بيارش خونه .... گفتم حال ندارم.. شوخي ميكنم بابا کی جرات داره اینجوری بگه !! .... سریع رفتم تلفن رو برداشتم و به خواهر جونت زنگ زدم....ولی اون با گریه ازم خواهش كردكه بابا اجازه بده امشب هم بمونم!! گفتم به به ..زهي خيال باطل !!! معلوم بود كه خيلي جون عمه ش دلش واسمون تنگ شده بود و كلي بهش بد گذشته بود  ....

و باز هم فکر کنم داشت بد میگذروند .....

آقا رضا اسم پسرخاله جانه .... میدونی که ؟؟!! البته این عکس واقعیشه!!! دو هفته از یاسی بزرگتره و خیلی هم آقاست و یاس گل رو هم خیلی دوست داره !!! حسودی نکن !! شما رو هم خیلی دوست داره بابا

 

 


چهارشنبه 6 شهریور1387 توسط بابایی



 

 

 

 

 

 

امیرعلی کیلو چند ؟

خداییش شبیه شده؟ موقع کشیدن کاریکاتور از این ریشا هم داشتما!!

از صبح تا شب دست میخورم .... خیلی خوشمزه بید...

به خواهرم چپ نگا کنی یه هوک چپ با یه آپرگات راست میزنما!!!

 

 


یکشنبه 3 شهریور1387 توسط بابایی