تبليغاتX
ياس گل و اميرعلي
ياس گل و اميرعلي

 
درباره وبلاگ

 

آخرين نوشته ها

 

نويسندگان

 

پيوند ها

 

آرشيو مطالب

 

پيوندهاي روزانه

 



سلام دوستان عزیزم

امیدوارم حال همگی خوب و خوش و سلامت باشه

عکس بالا گزارش تصویری رقص ایرونی با هنرنمایی خودمه که به یادگار برای بچه های عزیزم و شما دوستان عزیز همیشه در صحنه میذارم

پای راست جلو، دست راست عقب
بعد برعکس
پای چپ جلو و دست چپ عقب
گردن متناسب با دست ها کمی به چپ و راست متمایل شود

خوب

حالا بیا آآآآآآه، آه، آه، آه.......... داری که منو ....

حالا بیا بابا  اهان دست دست

خوب حالا یه کم استراحت کنیم ...از وقتی پیر شدم زودی خسته میشم و به هن و هن میفتم

.

.

امیرعلی از آب بازی خیلی خوشش میاد و عشقش اینه که کلید بالکن رو بیاره بده به من و برسونه که بریم توی بالکن گلها رو آب بدیم ...

.

.

.

 

درست مثل این صحنه ...

 

.

.

البته جلوتر شاهد خواهیم بود که وقتی خسته میشه بیشتر خودش و من رو به آب میده ...

 

به نظرتون این پست کامله؟

.

.

آخ ...نه ..این عکس داشت یادم میرفت ...

 

راستي عيدتون مبارك !!

.

.

.

ادامه رقص رو بریم ؟؟  بیااااااااااااااااااا..

پای راست جلو، دست راست عقب
بعد برعکس
پای چپ جلو و دست چپ عقب............  تا بعد...


دوشنبه 30 شهریور1388 توسط ياس گل



بابایی تولدت مبارک!!
دوم مرداد ماه روز به دنیا آمدن بابایی رو تبریک میگیم

یکشنبه 4 مرداد1388 توسط ياس گل



پدر مهربانم روزت مبارک!!
میلاد حضرت علی(ع) و روز پدر مبارک

سلام پدر مهربانم

امروز بهترین روز من است روزی که روز توست....

روزی که تولد امام اول ما حضرت علی(ع) است ....

دلم می خواهد این روز را گل باران کنم ...

دلم می خواهد هیچ غمی نداشته باشی... هیچ غمی

بسیار زیاد ، بي نهايت تا بي نهايت دوستت دارم

اميرعلي و ياس گل

http://server6.theimagehosting.com/image.php?img=sama22.jpg

 

 


یکشنبه 14 تیر1388 توسط ياس گل



به نام آفریدگار مادر
سلام مامان . ببخشید که نتوانستم هدیه ای بهتر از این برایت فراهم کنم. امیدوارم بتوانم روز مادر را بهترین روز زندگی ات بکنم . امیدوارم با این هدیه بتوانم مقدار کمی از محبتت را جبران کنم .

دلم می خواهد برای این روز،تمام گل هاي دنيا را مهمانت بكنم. همين طور ستاره ها.

خدايا، با كمك تو و با تلاش خودم مي خواهم بهترين دختر براي بهترين مادر دنيا باشم.

دوستت دارم .               دخترت ياس گل

روز مادر مبارك

 

 


یکشنبه 24 خرداد1388 توسط ياس گل



جشن کوچکی به نام تولد برای تو
داداش امیرعلی تولدت مبارک !!

"دهم ارديبهشت 87 " درست يكسال پيش بود كه خداوند متعال نعمت رو به خانواده ما تموم كرد و يه ستاره درخشان به زندگيمون اضافه شد..... پنجشنبه شب به مباركي اون روز يه جشن خيلي ساده برگزار كرديم كه هرچند خيلي كوچيك بود ولي ثبت يكي از بزرگترين روزهاي زندگيمون رو يادآور شد .......

خواهر یاس گلی ،شما هم بخاطر داداشي دو ماه و نیم تولدت رو انداختی جلو واسه اینکه دوستان مدرسه ت رو دعوت کنی...پیشاپیش تولد شما هم مبارک

اما بعضی از اين دوستان دعوت شده به علت ابتلا به بيماري آبله مرغون عذرخواهی کردن و بعضی دیگر هم به هر حال حتما كاري باري داشتن و اونا هم عذر خواهی کردن..... در هر صورت جشن تولد کوچولو با دو تا کیک کوچولو خيلي ساده برگزار شد و  ميهمانان عزيز هم سه نفر از دوستای یاس گل به نامهای کیمیا ،مهسا و صبا خانم گل ... و البته گلهاي مجلسمون پدر بزرگ و مامان بزرگها بودن..........با اینکه خیلی مختصر بود ولی برای ثبت یادگاری بد نبود .... اصلا اين بابايي خودش به جاي ده نفر مهمون مجلس رو شاد و پر رونق ميكنه   تازه کلی هم هر دو نفر كادو گرفتيد .....

شکلک های یاهو،کدهای زیبا سازی وبلاگ،کد موزیک  www.bia2temp.ir

 

  شکلک های یاهو،کدهای زیبا سازی وبلاگ،کد موزیک  www.bia2temp.ir

  چه موشی شده با این کلاه خوشگل

 

شکلک های یاهو،کدهای زیبا سازی وبلاگ،کد موزیک  www.bia2temp.ir شکلک های یاهو،کدهای زیبا سازی وبلاگ،کد موزیک  www.bia2temp.ir

  ياس گل و دوستاي نازش واقعا دستتون درد نكنه    خیلی قشنگ مجلسمون رو شاد و گرم و داغ کردید مخصوصا وقت باز کردن کادوها با اون شلوغ کاری ها و شعرهای قشنگتون و موقع رقص چاقو

 شکلک های یاهو،کدهای زیبا سازی وبلاگ،کد موزیک  www.bia2temp.ir شکلک های یاهو،کدهای زیبا سازی وبلاگ،کد موزیک  www.bia2temp.ir

 

  

 

از نفر جلو به ترتيب : صبا(پیراهن سبز) ، مهسا(پیراهن خالدار ، ياس گل( پیراهن گلدار) و كيميا(تاپ قرمز)

حالا بگذریم که امیرعلی خودش یه کم کسل بود دلیلش رو هم نفهمیدیم آخر سر

 

این هم مامان بزرگ جونم

 

انشاءاله مراسم عروسی هردوتان بهترین مراسم رو برگزار میکنیم....

 

 

 

 

 

 


شنبه 12 اردیبهشت1388 توسط ياس گل



 

 

امیدوارم سال ۸۸ سال پربرکت و پر سلامتی و خوبی باشه برای همه ما

جمعه ۱۴/۱/۸۸ منزل عمو علی

همان تاریخ و همان مکان ....کاش عکس تارکا(هاپوی خاله تامارا ) رو که هم ازش میترسیدم و هم باهاش بازی میکردم رو هم داشتم میذاشتم......

برادر و خواهر

خواهر و برادر

 

پدربزرگ و نوه

 


دوشنبه 17 فروردین1388 توسط ياس گل



 

 

 

 

"بسم الله الرحمن الرحیم "

ابری که باران نداشت

صبح بود. من از خواب بلند شدم . دیدم هوا ابری است ولی باران نمی بارد . دلیلش را از مادرم پرسیدم. مادر گفت: شاید یادشان رفته باشد ! در زدند... دوستم بود . به او گفتم : هوا ابری است ، ولی چرا باران نمی بارد ؟! دوستم گفت : نمی دانم ! گفتم: بیا یک نقشه بکشیم . گفت : باشه. من اول نماز خواندم و دعا کردم که باران ببارد. وگرنه ما تشنه امان میشود و گیاهایمان رشد نمی کنند. بعد با دوستم مشورت کردم . قرار شد با آنها حرف بزنیم .شب شد . من و دوستم از درخت بالا رفتیم و بعد به ابرها رسیدیم و با آنها صحبت کردیم . گفتیم : چرا نمی بارید؟ گفتند : ما به دستور خداوند نمی باریم . گفتیم : چرا ؟ گفتند : برای این که یک آدم گفت : اه چیه همه اش باران می بارد ، کاشکی اصلا باران نمی بارید و خیس نمی شدیم ،پولمان هم خرج چتر نمی کردیم. برای همین خداوند گفت: شما دیگر حق ندارید ببارید. ما گفتیم : پس ما دعا می کنیم. ما دعا کردیم و باران بارید..... به همه جا بارید.....


سه شنبه 25 تیر1387 توسط ياس گل



 

 

 

 

 

تولدت مبارک عزیزم

خدایا شکرت از این نعمتی که به ما دادی

یه بوس بده دخترم به مامان و بابا

و آن روز ...روز عجیبی بود ....پا در رکاب که گذاشتم ....بسم الله العشق بر زبان جاری کردم ....دلی پر امید و و آرزویی نزدیک.....و قدمهایی  استوار
و امروز سالروز دیدار من و توست ........یاس رازقی من .....روزی رویایی و سپید...به رنگ آرزوهای تو .....رویاهای کودکانه ات .......و خدا کند من .همه هستی خویش را به دنیای زیبای تو هدیه کنم ....دوستت دارم ...تولدت مبارک ..... ( اینو خاله سحر واست گذاشته بود)

این عکس رو بذارم یاد قدیما دخترم اون موقع ها که حتما باید کف پات رو میدادی تو دست من تا خوابت ببره .........ای روزگار ...

 


یکشنبه 16 تیر1387 توسط ياس گل



 

 

 

 

 

سلام بچه ها خوبید ؟؟ دیدید دارم تند تند وبلاگمون رو بروز میکنم .....!!

راستی این دو تا عکس رو ببینید حدس بزنید کیه ؟

امیرعلی دخمل شده ؟!!....هههههههه !!!!!

  

 

  

 

  

یه کم دیگه دقت کنید لطفا !!!

.

.

.هم درست حدس زدید هم ببخشید اشتباه

اون عکس اولی امیرعلی نیست که ....من هستم ...چند ساعت بعد از بدنیا اومدنم

ولی عکس دومی خود امیرعلی داداشیه....... فکر کنم اونم چند ساعت بعد از متولد شدن

خیلی ها میگن خیلی شبیه هم هستیم ....نظر شما چیه ؟؟


پنجشنبه 13 تیر1387 توسط ياس گل



 

 

 

 

 

 

   سلام بچه ها .....چند تا نمونه از نقاشی هامو میبینید؟

 

 

 

 

 

 

 

 این یکی رو با ماژیک اکلیلی کشیدم.... صحنه اقامه نماز حضرت امیر( ع )

به مناسبت روز پدر ............. بابام ماه رمضونی که گذشت هر وقت موقع سحر اینو که تو آشپزخونه به یخچال زدیم رو میخوند اشک تو چشماش جمع میشد....اصلا اشکاش سرازیر میشد ....خودش هم نمیدونه چرا؟

اینو هم به مناسبت روز مادر تهیه کردم ..... تصویر نقاشی تمثیلی حضرت زهرا ( س )

حالا بازم دارم واستون ...............

همتونو دوست دارم

 


چهارشنبه 12 تیر1387 توسط ياس گل



 

 

 

 

سلام دوست جونام .....من یاس گلم

واسه مقدمه خدمت گلتون عرض کنم که.... ساعت ۱۰ صبح روز ۱۶ تیرماه ۱۳۷۹ در بیمارستان کسری تهران متولد شدم چقدر روزهای خوبی بود...خودم که یادم نیست ولی بابا مامانم همیشه ازش به عنوان بهترین روزهای زندگیشون یاد میکنن .......بابام اینا از لحظه بیرون اومدن از شکم مامانم هم فیلم گرفتن ولی گفتن تا نرم کلاس اول راهنمایی بهم نشون نمیدن ..... نمیدونم چرا ؟؟؟؟؟؟ خدا کنه یه کم زمانش رو کوتاهتر کنن!! از وقتی برادرم بدنیا اومده خیلی بیشتر دلم میخواد لحظات اون روزهام رو به تصویر و فیلم مرور کنم.... اصلا سعی میکنم برای شما دوستای خوبم هم اون روزها رو به تصویر بکشم ..... همینطور نوشته ها و نقاشی هایی که کشیدم و پیش بابام هست یه چند تایی میشه ...واسه ثبت خاطره میارمشون اینجا ...... خوب این پست رو هم گذاشتم که کم کم عادت کنم به نوشتن .......همتونو دوست دارم هوارتا........


شنبه 1 تیر1387 توسط ياس گل



 

 

 

 

 

 

 

آغاز فعالیت وبلاگ ما

سلام بچه ها !!

به همت عمو هومن جونمون از امروز ما هم وبلاگ داریم و اگه خدا بخواد میخوایم ماجراهامون رو بزودی اینجا ثبت کنیم !!!  

 

 

 


چهارشنبه 29 خرداد1387 توسط ياس گل