|
داداش امیرعلی تولدت مبارک !!

"دهم ارديبهشت 87 " درست يكسال پيش بود كه خداوند متعال نعمت رو به خانواده ما تموم كرد و يه ستاره درخشان به زندگيمون اضافه شد..... پنجشنبه شب به مباركي اون روز يه جشن خيلي ساده برگزار كرديم كه هرچند خيلي كوچيك بود ولي ثبت يكي از بزرگترين روزهاي زندگيمون رو يادآور شد .......
خواهر یاس گلی ،شما هم بخاطر داداشي دو ماه و نیم تولدت رو انداختی جلو واسه اینکه دوستان مدرسه ت رو دعوت کنی...پیشاپیش تولد شما هم مبارک
اما بعضی از اين دوستان دعوت شده به علت ابتلا به بيماري آبله مرغون عذرخواهی کردن و بعضی دیگر هم به هر حال حتما كاري باري داشتن و اونا هم عذر خواهی کردن..... در هر صورت جشن تولد کوچولو با دو تا کیک کوچولو خيلي ساده برگزار شد و ميهمانان عزيز هم سه نفر از دوستای یاس گل به نامهای کیمیا ،مهسا و صبا خانم گل ... و البته گلهاي مجلسمون پدر بزرگ و مامان بزرگها بودن..........با اینکه خیلی مختصر بود ولی برای ثبت یادگاری بد نبود .... اصلا اين بابايي خودش به جاي ده نفر مهمون مجلس رو شاد و پر رونق ميكنه تازه کلی هم هر دو نفر كادو گرفتيد .....



چه موشی شده با این کلاه خوشگل

 
ياس گل و دوستاي نازش واقعا دستتون درد نكنه خیلی قشنگ مجلسمون رو شاد و گرم و داغ کردید مخصوصا وقت باز کردن کادوها با اون شلوغ کاری ها و شعرهای قشنگتون و موقع رقص چاقو
 

از نفر جلو به ترتيب : صبا(پیراهن سبز) ، مهسا(پیراهن خالدار ، ياس گل( پیراهن گلدار) و كيميا(تاپ قرمز)



حالا بگذریم که امیرعلی خودش یه کم کسل بود دلیلش رو هم نفهمیدیم آخر سر



این هم مامان بزرگ جونم

انشاءاله مراسم عروسی هردوتان بهترین مراسم رو برگزار میکنیم....
|